تبليغاتX
به وبلاگ سكوت ني خوش آمديد
سکوت زندگیم پراززمزمه های دلتنگیست



 

چقدر نگاهت طوفانيست

آرامش حرف رامي برد

باده بويت ويرانه ميكند

آبادي اين دل را

وقتي آمدي بهاربود

همه جا سبز

همه چيز سبز

وقت رفتنت بهارم خزان شده

بي صدا ميروي

اما خش خش برگهاي پائيزي

مرابيدارميكند

تورفته اي

به دوردست ترين اوج افق

ومن مانده ام تنها

ميدانم اينباربازنميگيردي

اين راتو گفتي

بانگاهت

باكلامت

باصدايت

اما بازمنتظر ميمانم

ديوانه واروعاشق پيشه

دوست داشتم توباشي ومن

من باشم وياس

ياس باشد واحساس

تورفتي

غم ماندومن

من ماندم وغم

 

شعرازخودم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 فروردین1387ساعت 14:6  توسط معین  |