تبليغاتX
به وبلاگ سكوت ني خوش آمديد
سکوت زندگیم پراززمزمه های دلتنگیست



گفتم اين عشق نيست سوداي دل است

گفتي اين رازمن ويارودل است

گفتم اين رازچيست بازميگويي

گفتي اخررازراگفتن مشكل است

گفتم اي دل ؛ ز چه خوش بودي ازاين يار

گفتي اخر ؛كه خوشي رازدل است

گفتم بازگوكن كه چه داري به نهان

گفتي اخرشرمم آيدبه بيان

گفتم ازبهرچه توشرم كني بامن يار

گفتي ازروي توهستم شرمسار

گفتم انچه كه تورازميداني من نيزدارم به نهان

گفتي اخركه بازميگويم اي مونس جان

گفتم ازبرق نگاهت پيداست

گفتي پس چراميپرسي

گفتم آنچه كه زدل برايدزيباست

گفتي وبازهزاربارشدم مست مي ات

گفتم وبازبخواستم كه بگويي هربار

 

 

شعر ازخودم

 

 

امروز وبلاگم یکساله شد

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 تیر1387ساعت 15:12  توسط معین  | 



تقدير اين است

توبروي

من بمانم

توتنها

من بي يار

سنگفرش كوچه هارا

يادت نيست ؟

درخت بيد انتهاي باغ چه ؟

گلي كه باهم كاشتيم

سايباني كه برافراشتيم

قهر وآشتيها مان

بيقراريها مان

نيمه شب پرسه زدن

درخيال برانگشت حلقه زدن

خنده ات ازبله ها

دست كوبيدن هاي من

يادت نيست ؟

كه نوشت تقدير را

به چه انصاف وعدلي

كه تواند پاسخ داد

تقدير اين است !!!!

 

 

    شعر ازخودم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 تیر1387ساعت 14:47  توسط معین  | 



آوازهايم طعم تلخ گيلاسند

صدايم ساز شكسته گيتار

ناله ام غمباد دفي بي پوست

زمزمه ام لالايي ني اي خسته

حرفهايم تكرارسمفوني غم

ازناله هاي آوازم

از زمزمه حرفهايم

از حرفهاي بي صدايم

از چه بگويم ، خسته ام

درقمار باختم زندگي را

درشعر قافيه را

در عمر شادي را

من اينجا چه ميكنم !

اينجا كجاست ؟

همان سراي دوزخ نيست !!

پس هيزمش كو

آتشش چه شد

به كدامين جرم اينجا سوزانم

به جرم آدميت

يا انسانيت

اينجا كجاست ؟

 

شعرازخودم

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 تیر1387ساعت 13:36  توسط معین  |