تبليغاتX
به وبلاگ سكوت ني خوش آمديد
سکوت زندگیم پراززمزمه های دلتنگیست



 

مي بويمت

گل هميشه بهارم

لطافت غنچه هاي كلامت را

طنين دلنوازعطر وجودت را

بااينكه فرسنگهادورترنشسته اي

حس ميكنم

چشمهايم رابسته ام

غرق درروياي بودنت شده ام

دستانت لطافت نيلوفران آبي رادارند

نگاهت آرامش رنگين كمان باران را

چون برف ذوب ميشوم درگرمايت

به پايت ريخته ميشوم

چه زيباست رستن

روئيدن دروجودتو

مي بويمت

 

 شعرازخودم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 مهر1386ساعت 17:29  توسط معین  | 



 

بي اخيتاردلم هوايت ميكند

چشمهايم درجستجويت اشكبارمي شود

هرچه ميگردم كمترمي يابم

خسته وغمگين تنهامينشينم

درافق روياهايم گيسوانت راميبينيم

كه چگونه اسيربادساخته اي

ميخواهم دستم رابه سويشان درازكنم

ميخواهم نوازششان كنم

اماحيف حيف كه درروياست

نميدانم به دلم چه بگويم

بگويم كه روزي ميبينمش

بگويم كه هيچ نميبينمش

به دلم ميگويم خودبه حرف دلش گوش كن

مي گويدآخرهيچ نگفته است

ميگويم خب نگاهش رادرياب

ميگويدچشمهايش راازمن دورنگه ميدارد

ميگويم دل به روزي خوش داركه تورادريابد

هيچ نميگويدوفقط ميلرزد

برايش لالايي آمدنت راميخوانم تاآرام بگيرد

اينك دلم خفته است اما بايادتو

                                                         (شعرازخودم)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 مهر1386ساعت 17:29  توسط معین  |